Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

چرا موفقیت به تنهایی نمی‌تواند شادی واقعی ایجاد کند؟

۲۹ تیر ۱۳۹۷
بدون نظر


 

موفقیت بدون استثمار و بهره‌کشی اتفاق نمی‌افتد. وقتی تعریف موفقیت  با معیارهای قدیمی همچون مقام و پول ( یک تعریف محدود برای اطمینان) اندازه‌گیری می‌شود، در واقع شاهد آن هستیم که بدست آوردن یک منبع محدود، دیگران را از دسترسی به آن محروم می‌سازد. اساساً، وقتی نیمی از یک کیک را در یک اتاق پر از افراد گرسنه می‌خورید، بسیاری از آن‌ها- بخصوص کسانی که در انتهای اتاق هستند، از خوردن آن محروم می‌مانند.

برخی آدم‌های بسیار موفق، انگیزه بی‌نظیری برای رسیدن به شکوه و برتری دارند. آن‌ها به قیمت محروم ماندن از ارتباط و وقت‌گذرانی با کسانی که دوستشان دارند، روی کسب و کارهایی تمرکز می‌کنند که برای آنان درآمدزا هستند. اگر کسب و کاری سودآور نباشد، دوام نمی‌آورد. و اکثر کسب و کارهای پررونق بدون سرمایه‌گذاری هنگفت در زمان، انرژی، تلاش و توجه سودآور نخواهند بود.

طرح این موضوع  نشان می‌دهد که گاه، یک شخص بسیار موفق نه تنها آگاهانه یا ناآگاهانه برای کسب درآمد از دیگران بهره‌کشی می‌کند، بلکه در  مراحل عمیقتر انجام کار، به دلیل از دست رفت فرصت‌هایی که فقط  در روابط غنی و قوی انسانی شکل می‌گیرند، دچار آسیب می‌شود و ضررهایی را به خود وارد می‌نماید. و حالا در اینجا یک سوال مهم روانشناختی مطرح می‌گردد و آن این که – چه چیزی برخی افراد  را ترغیب می‌کند تا به سطوح بالایی از موفقیت دست یابند، حتی اگر آن موفقیت به قیمت سلامت و خوشبختی خودشان و دیگران تمام شود؟

ریشه‌های رواشناختی خود بزرگ بینی و غرور- ویژگی که در اکثر پیشگامان نخبه تجاری یافت می‌شود- در زخم‌های دوران کودکی نهفته است. وقتی کودک در ارتباطات عاطفی خود با والدین ، محبت و یا پاسخی از جانب آنان دریافت نمی‌کند، احساس شرمساری در او گسترش می‌یابد – احساس عمیقاً دردناکی که معمولاً در افرادی نمود پیدا می‌کند که از دیگران عشق دریافت نمی‌کنند. این مسئله باعث توقف تکوین آن فرد می‌شود و در نهایت حس عمیق آسیب‌پذیری را در او ایجاد می‌نماید.

یکی از موثرترین روش‌هایی که این کودکان برای مقابله با این آسیب‌پذیری و شرمساری به کار می‌گیرند، ایجاد سد دفاعی  خود بزرگ بینی است. کودکی که سعی می‌کند از این احساسات دردناک دوری کند، با نمایش اعتماد به نفس خود که از البته نوع کاذب است، تظاهر می‌کند که هیچ آسیبی از این رفتارها نمی‌بیند. با این حال،از آنجایی که این نمایش خود بزرگ بینی بسیار سطحی است، کودک برای حفظ این احساسات مثبت و دوری از آن احساسات دردناک ، نیاز به تحسین و تمجید دیگران دارد. همانطور که می‌دانیم، سریعترین راه برای کسب این تعریف و تمجید، رسیدن به موفقیت است.

 تلاش کودک برای رسیدن به موفقیت به او کمک می‌کند تا احساس کند تحت کنترل است. این روند حالتی از هدف داشتن به آنان می‌دهد که به زندگیشان جهت ‌بخشیده و احساس واهی قدرت داشتن نسبت به خود و دیگران را در آنان ایجاد می‌کند – و این گونه احساس غم‌انگیز پوچی، بی‌اهمیتی و نادیده گرفته شدن را در خود پنهان می‌کنند. و وقتی به سن بزرگسالی می‌رسند ، دید تونلی خود را توسعه می‌دهند یعنی به طور خاص روی رسیدن به موفقیت و کسب تحسین دیگران  تمرکز می‌کنند و این به قیمت از دست دادن ارتباط با دیگران و آسیب رساندن به افرادی تمام می‌شود که  به خاطر پول یا تمجید شدن، مورد بهره‌برداری قرار گرفته‌اند. متاسفانه، این افراد یاد گرفته‌اند که به دیگران همانند شیء نگاه کنند-  یعنی به عنوان  وسیله‌ای برای رسیدن به هدف- نه به عنوان انسان‌هایی کامل. گرچه این کار از آن‌ها افراد موفق در معاملات تجاری می‌سازد، اما مانع توسعه نفس و شخصیت آنان می‌گردد.

وقتی آدم‌ها به دلیل بهره‌کشی و کسب رضایت دیگران تا حد اشیاء تنزل پیدا می‌کنند، هیچ جایی برای ارتباطات معنی‌دار و عمیق و تحقق یافته که شامل چالش‌ها، تعهدات و بازخوردهای منفی است، باقی نمی‌ماند. اکثر افراد موفق این ارتباطات را رد می‌کنند. برای آنان کسب موفقیت‌های مادی‌گرایانه و سطحی – در کنار تعریف و تمجیدهای همراه آن- بسیار آسانتر از رویارویی با پوچی درونی  و ترس از آسیب دیدن دوباره است. و همین امر باعث می‌شود اکثر آدم‌های موفق نتوانند از دیگران درخواست کمک کنند- یعنی شکل‌گیری یک رابطه عمیقتر فقط به این دلیل که ممکن است فرد ضعیف و شکننده دیده شود، مورد تهدید قرار می‌گیرد.

روابط  رضایت‌بخش که در آن هر دو طرف بدون هیچ توقعی برای خوشحالی و رضایت یکدیگر تلاش می‌کنند، دقیقاً همان چیزی  است که این گونه آدم‌ها برای درمان زخم‌های درونی خود نیاز دارند. برای  پیشی‌ گرفتن از  احساساتی همچون  پوچی و شرمساری، افراد در ابتدا باید وجود خود را تایید کنند و صمیمیت در ارتباطات‌شان با دیگران باید به خوبی  جلوه‌گر باشد. برای آن که چنین رابطه‌ای شکل بگیرد، فرد باید به عنوان یک انسان دیده شود نه یک شیء مصرفی که تحت کنترل است یا از او بهره برداری می‌شود.

ما نباید برای دوری از احساسات دردناک درون خود به سراغ کسب موفقیت و یا تعریف و تمجید دیگران برویم. همچنین، نباید افراد را به این دلیل که احساساتشان ( که برخی از آن‌ها تغییرات واقعاً مثبتی ایجاد می‌کنند) را دنبال می‌کنند، سرزنش کرد؛ این کار  فقط  درد و رنج، سوء تفاهم و شیء انگاری ( مواجهه و رفتار با دیگران به مثابه اشیاء) را تداوم می‌بخشد.

در عوض، توصیه می‌کنیم که همه ما باید کمبودها و نقاط ضعف و آسیب‌پذیر خود را بپذیریم. با خودمان صادق باشیم. البته باید بگوییم که وقتی از مزایای موفقیت خود برای دیگران صحبت می‌کنیم، اقدام مسئولانه و معناداری را در قبال کسانی که نیاز دارند، انجام داده‌ایم. ما همگی سزواریم تا دوست بداریم و دوست داشته شویم. همگی سزواواریم تا یک زندگی معنادار و رضایت بخش را بسازیم. یادمان نرود که همه ما شایسته خوردن بخشی از آن کیک خوشمزه هستیم!

 

 


منبع : شبکه



مهراب