Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

متدولوژی‌های چابک و متدولوژی استارت‌آپ ناب: تقابل یا تعامل

۱۷ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


این مطلب یکی از مقالات پرونده ویژه«متدولوژی‌ها، الگوها و معماری نرم‌افزار» شماره ۲۰۷ ماهنامه شبکه است. علاقه‌مندان می‌توانند کل این پرونده ویژه را از روی سایت شبکه دانلود کنند.


برای ساخت یک محصول یا ایجاد یک کسب‌وکار تنها یک ایده خوب کافی نیست. شما باید شکست بخورید، یاد بگیرید و تغییر کنید. شاید زمان شروع ساخت یک محصول مشتریانی داشته باشید اما ممکن است در انتهای ساخت، دیگر آن مشتریان وجود نداشته باشند، یعنی نیاز آن‌ها تغییر کرده باشد. در حال حاضر با استفاده از رویکردهای سنتی، بیشتر تجارت‌ها با شکست مواجه خواهند شد. تفکر ناب، متدلوژی ناب یا استارت‌آپ ناب، یک رویکرد جدید برای توسعه کسب‌وکار است که هدف آن ارزش‌آفرینی، افزایش بهره‌وری، حذف اتلافات و برطرف کردن نواقص با حداکثر سرعت است. اصول تفکر ناب ساده اما درعین‌حال بسیار مهم است.

تفکر ناب چیست؟

تفکر ناب (lean) ابتدا در تولید مطرح شد و هدف رسیدن به کیفیت، سرعت و خواسته مشتری بود. تفکر ناب از این شعار استفاده می‌کند: «دیدگاه جامعی داشته باشید، کارهای کوچک انجام دهید، خیلی سریع با موانع روبه‌رو شوید، به‌سرعت یاد بگیرید.» این تفکر، نحوه دیدگاه مدیریت را عوض می‌کند و یک اصول کاری برای گسترش کسب‌وکار و محصولات فراهم می‌کند. این اصول، دفعات چرخش حلقه را برای گسترش محصولات کمتر می‌کند. منظور از حلقه، مراحل توسعه است که مرتب باید تکرار شود تا محصول بهتر و بهتر شود. استارت‌آپ ناب برای شرکت‌های تازه تأسیس و استارت‌آپ‌هایی ایده‌آل است که هنوز به دنبال مدل تجاری و ارزشمند کردن محصولات هستند. بااین‌حال، سازمان‌های بزرگی که انعطاف‌پذیری لازم را برای پاسخ به نیازهای مشتری دارند نیز می‌توانند از آن استفاده کنند. آن‌ها تمرکز اصلی خود را بر ارزش‌ها قرار می‌دهند و هر چیزی را که ارزشی به محصول اضافه نمی‌کند، پیدا و حذف می‌کنند. منظور از حذف موارد غیرضروری، حذف جلسه‌ها، وظایف و سندسازی‌های اضافه و صرفه‌جویی در زمان و منابع است. این تفکر همچنین با روش کاری ناکارآمد (مانند چندوظیفگی) مقابله می‌کند.
رویکرد سنتی به‌این‌صورت است: نوشتن یک برنامه کامل، جذب سرمایه‌گذاران، به وجود آوردن یک تیم، معرفی یک محصول و آغاز فروش با تمام توان. شروع کار بسیاری از استارت‌آپ‌ها با ایده‌هایی است که تصور می‌شود خواسته مردم است. ماه‌ها یا سال‌ها سپری می‌شود و محصولی کامل از دیدگاه سازندگان فراهم می‌شود. وقتی شکست می‌خورند متوجه می‌شوند که باید محصول را به مشتری نشان می‌داده‌ و سلیقه آن‌ها را در ساخت محصول دخیل می‌کرده‌اند. این بزرگ‌ترین دلیل شکست استارت‌آپ‌هاست. استارت‌آپ ناب می‌گوید: «باید پا به دنیای بیرون بگذارید و از کاربران و شرکا در مورد همه المان‌های مدل تجاری، قیمت‌گذاری، ویژگی‌های محصول، کانال‌های توزیع و… سوال کنید. با گرفتن بازخورد از مشتریان، شما فرض‌ها را عوض می‌کنید، دوباره چرخه را آغاز می‌کنید و محصول (با طراحی جدید) را تست می‌کنید.» استارت‌آپ‌های ناب، توسعه چابک (agile) را (که در اصل مربوط به صنعت نرم‌افزار می‌شود اما اکنون در بخش‌های دیگر نیز استفاده می‌شود.) تمرین می‌کنند.
ایده اصلی متدلوژی استارت‌آپ ناب این است که شرکت‌ها زمان کمتری را صرف تکرار مراحل ساخت کنند، نیازهای مشتریان را سریع‌تر بگیرند، ریسک بازار را کم کنند، نیاز به سرمایه بزرگ اولیه را از بین ببرند و محصولات را با قیمت کمتر روانه بازار کنند. دراپ‌باکس با پیش گرفتن همین روش ۱۰۰ هزار کاربر خود را طی ۱۵ ماه به ۴ میلیون کاربر افزایش داد. شرکت Wealthfront گردش مالی ۲۰۰ میلیون دلاری دارد. IMVU 50 میلیون کاربر دارد و در هر سال ۴۰ میلیون دلار درآمد کسب می‌کند. 

مطلب پیشنهادی

مراقب باشید در توهم یک طرح کسب‌وکار عالی گرفتار نشوید

بایدها و نبایدهای یک استراتژی موفق

مفاهیم اصلی ناب

• مرتب تست کنید و سریع یاد بگیرید. نباید محصولی بسازید که تست‌های کافی روی آن اجرا نشده باشد. سازماندهی گروه‌ها و رفتار مشتریان واقعی را مدنظر قرار دهید و ببینید تابه‌حال چقدر از نیازهای آن‌ها را برآورده کرده‌اید و چه چیزهایی هنوز نیاز به توسعه دارد.
• چرخش بر اساس نکات آموختنی است. استارت‌آپ‌ها زمانی سود می‌برند که خیلی سریع متوجه شوند چه چیزهایی نتیجه‌بخش نیست و سریع تغییرات را اعمال کنند. ادامه دادن طرح‌های اولیه که با شکست مواجه می‌شوند، کاملا غیرمنطقی است و شما باید خیلی سریع آن‌ها را متوقف کنید.
•  روی شاخص‌های کلیدی تمرکز کنید. شاخص‌هایی که نشان‌دهنده وضعیت کسب‌وکار هستند. برای مثال ثبت‌نام تعداد کاربران و تعداد بازدید از یک صفحه، از جمله فاکتورهای مهم برای یک وب‌سایت هستند. (شکل ۱)

متدولوژی‌های چابک و متدولوژی استارت‌آپ ناب: تقابل یا تعامل

مزایای استارت‌آپ ناب

پروسه کاری هوشمند
در اصول استارت‌آپ ناب، هر یک از استارت‌آپ‌ها باید به سوال‌هایی پاسخ دهند. البته نه سوال‌هایی مانند «آیا این محصول می‌تواند ساخته شود؟» سوال‌ها باید این چنین باشند: «آیا این محصول باید ساخته شود؟» و «آیا می‌توانیم یک کسب‌وکار پیرامون این محصولات و سرویس‌ها بسازیم؟» تکرار و تکرار. بازخورد و بازخورد. کار روی محصولاتی که مردم را راضی کند، سودآور است و در این راه باید اندازه‌گیری کرد و دانش به دست آورد.
انعطاف‌پذیری
زمانی‌که یک استارت‌آپ متوجه شود که فرضیه‌هایش اشتباه است، باید دست به تغییرات بزند و استارت‌آپ ناب، این امکان را فراهم می‌کند.
کیفیت محصول و رضایت مشتری
استارت‌آپ ناب به شما محصولی مناسب با ویژگی‌های مناسب می‌دهد. روی یک بخش از یک خصوصیت تمرکز می‌کند، سپس بخشی دیگر و پس از آن به سراغ خصوصیتی دیگر می‌رود. بار دیگر در پایان روز، خصوصیات درخواستی کاربران را پاسخ می‌دهد تا آن‌ها ناراضی نباشند.
بازگشت سرمایه سریع‌تر
برخی از مزایای توسعه ناب به این دلیل است که پروسه، تکراری و یک چرخه است. در زمان توسعه شما چیزی برای ارائه به سرمایه‌گذاران و مشتریان دارید که کار می‌کند و این خودش پول‌ساز است. لازم نیست همه ایده‌هایی را که در ذهنتان است، در اختیار مشتریان قرار دهید. آن‌ها را به‌تدریج به محصول خود اضافه کنید و ارزش آن را بالا ببرید.

اصول توسعه نرم‌افزاری ناب

حذف زوائد (waste)
هر چیزی که محصول را ارزشمندتر نکند، یک هدررفت محسوب می‌شود: فعالیت فرعی و نتیجه‌ای که از آن کسب می‌شود، کاری که ناقص انجام شود، تعویض نیروها برای انجام‌وظیفه، منتظر ماندن برای تیم‌ها، پردازش‌ها یا فعالیت‌های دیگران، مدیریتی که به تولید محصول موردنظر منجر نشود. برای حذف این موارد، ابتدا از تکنیک‌هایی مبنی بر ارزش‌گذاری استفاده می‌شود تا زوائد مشخص شود. گام دوم پیدا کردن منابع مرتبط است. در ادامه، حذف زوائد نه یک‌باره بلکه به‌صورت چرخشی و پس از تکرار از بین می‌رود.
یادگیری
به‌جای سندسازی و طراحی جزئیات بیشتر، بهتر است ایده‌های متفاوت و قابل‌اجرای دیگری به کار اضافه شود. بهترین راه، به دست آوردن نیازهای کاربران نهایی، واردکردن آن‌ها به چرخه ساخت و تست آن‌ها است. بازخورد، فاز فعلی توسعه را مشخص و برنامه‌های آینده را تنظیم می‌کند. در جلسه‌های کوتاهی که با مشتریان برگزار می‌شود، هر دو طرف متوجه مشکلات و راه‌حل‌های ممکن می‌شوند.
تصمیم‌گیری تا حد ممکن
ازآنجاکه در توسعه نرم‌افزار، اطمینان صددرصدی وجود ندارد باید نتیجه‌گیری‌ها بر اساس داده‌های واقعی باشند، نه فرض‌ها و پیش‌بینی‌ها.
تحویل با حداکثر سرعت
امروزه در حوزه تکامل فناوری‌ها، سرعت حرف اول را می‌زند نه بزرگی. درصورتی‌که بازخوردهای مشتری سریع به دست آید و محصول سریع ساخته شود (بدون نقص عمده)، شانس موفقیت بیشتر خواهد بود. تکرارهای کوتاه باعث یادگیری و ارتباط بیشتر با تیم می‌شود.
قدرت تیمی
مدیران با توسعه‌دهندگان در ارتباط هستند و بهتر می‌دانند که چه اتفاقاتی ممکن است رخ دهد. آن‌ها می‌دانند که کارکنان منابع نیستند. آن‌ها به انگیزه نیاز دارند و باید برای چیزی تلاش کنند که قابل‌دستیابی باشد. رهبر تیم باید حمایت شود و از طرفی مشتریان حق دخالت داشته باشند. خلاصه این‌که باید از همه عوامل و تیم بهره گرفت و اهمیت بیشتری به آن‌ها داد.
یکپارچکی در ساخت
منظور از یکپارچگی این است که اجزای مختلف پلتفرم به‌خوبی با یکدیگر کار کنند و بین انعطاف‌پذیری، کارایی، پاسخگویی و نگهداری یک بالانس ایجاد شود. یکی از راه‌ها برای حفظ یکپارچگی، ایجاد تغییرات در ساختار داخلی، بدون تغییر رفتار خارجی است که به آن refactoring گفته می‌شود. اضافه کردن هر خصوصیت جدید به محصول، طراحی و یکپارچگی اولیه را به هم می‌ریزید اما refactoring به‌سادگی، واضح بودن و یکپارچگی اجزا کمک می‌کند.

متدولوژی‌های چابک و متدولوژی استارت‌آپ ناب: تقابل یا تعامل

متدلوژی چابک (agile)

روش کار چابک یک روش مدیریتی است که در توسعه نرم‌افزار از آن استفاده می‌شود. این روش باعث می‌شود که تیم بتواند برابر موارد غیرقابل‌پیش‌بینی طی تکرار چرخه، واکنش مناسب نشان دهد. اجزای این روش به‌این‌صورت است (شکل ۲):
تحلیل نیازها: هدف این بخش رسیدن به اطلاعاتی است که برای ساخت محصول نیاز است مانند نوع معماری، خصوصیات اصلی و جریان کاری.
طراحی مدل اولیه: مشخص کردن ساختار کاری و هر چیزی که برای محصول تعریف‌شده است.
تکرار، پیش‌نمایش و بازخورد: در طول فرآیند توسعه، تکرارها لازم هستند که هم کدها تست شوند و هم بازخوردهایی که از مشتریان گرفته می‌شود وارد چرخه شوند.
کشف نقص‌ها: باگ همیشه در توسعه یک نرم‌افزار وجود دارد و باید این اطمینان وجود داشته باشد که نواقص
 اصلی برطرف شوند.
تولید و پشتیبانی: اپلیکیشن نرم‌افزاری در نهایت تولید می‌شود. در این زمان به پشتیبانی برای برطرف کردن مشکلات آینده نیاز است. 

مطلب پیشنهادی

راهنمای کامل ساخت طرح کسب‌ و کار

چگونه یک طرح کسب‌وکار درست کنیم؟

مفاهیم اصلی ناب

آیا استارت‌آپ ناب و متدلوژی چابک می‌توانند با یکدیگر کار کنند؟

در دنیای تجاری امروز و در پروسه توسعه باید تغییرات را با آغوش باز بپذیریم و خود را در هر زمان که لازم شد با شرایط وفق دهیم. پروسه باید بتواند به درخواست‌های لحظه‌ای پاسخ دهد و آنقدر انعطاف‌پذیر باشد که حتی خودش را تغییر دهد. پروسه‌ها علاوه بر مدیریت سنتی، نیازمند استارت‌آپ ناب و متدلوژی چابک هستند. اصول استارت‌آپ ناب، نتایج جاری را اندازه‌گیری می‌کند اما در ادامه به چالش‌های آن نیازمندی احتیاج داریم (بخشی از چرخه شکل ۱). تصویر درستی از موفقیت یا شکست به‌تدریج پدیدار می‌شود. تصویر شکست حتی می‌تواند اسپانسرهای پروژه را وادار کند تا قبل از خارج شدن از مسیر اصلی، تغییرات عمده‌ای را ایجاد کنند. در جدول (۱) تفاوت‌های کلی بین این دو موضوع مطرح‌شده است اما آن‌ها می‌توانند در زمینه‌های متفاوت، معنای یکسانی داشته باشند.

استارت‌آپ ناب چابک
زمینه مدل تجاری نقشه راه محصول
حداقل کردن اتلاف کسب رضایت مشتری
استفاده حداکثری از منابع پیشرفت و بقا در سیستم غیرقابل‌پیش‌بینی
کاهش موجودی نگهداری موجودی برای موارد پیش‌بینی‌نشده
یادگرفتن تعریف انجام کار
ساخت ـ یادگیری ـ اندازه‌گیری قرمز ـ آبی ـ refactor
ارزیابی کاربر بازخورد کاربر
گسترش متوالی یکپارچه‌سازی متوالی

 


منبع : شبکه



مهراب