بایگانی‌های دسته‌بندی نشده - صفحه 49 از 81 - سرویس وبلاگدهی تو بلاگ / فیلم 4k

Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

۵ حقیقت جالب درباره مدیر مایکروسافت که از آن بی‌اطلاع هستید

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷
بدون نظر


ساتیا نادلا در ماه فوریه سال ۲۰۱۴ میلادی سکان هدایت مایکروسافت را به‌دست گرفت. از زمان روی کار آمدن وی، تغییرات و اصلاحات مهم و جدی صورت گرفته است. در واقع از سال ۲۰۱۴ به‌بعد، نادلا دائما در حال هدایت این شرکت به‌سمت قله‌های مرتفع‌تر است.

یکی از مسائلی که باعث شد نام ساتیا بیشتر از پیش بر سر زبان‌ها بیافتد، تغییر تمرکز وی از نرم‌افزار به‌طیف وسیع‌تری از محصولات از جمله کلاود و گجت‌ها بود. وی باعث شد تا اعتبار مایکروسافت در حوزه خدمات مبتنی بر ابر بیشتر از گذشته شود.

در اینجا به ۵ حقیقت مهم و جدی درباره او می‌پردازیم تا بیشتر با شخصیت آو آشنا شوید.

۱- تحصیل در دانشگاه مانیپال

 ساتیا نادلا دوران دانش‌آموزی خود را در مدرسه دولتی حیدرآباد به پایان رساند. بعد از این مرحله، وی به دانشگاه Manipal رفت تا در رشته مهندسی الکترونیک و ارتباطات به تحصیل بپردازد. نادلا در سال ۱۹۸۸ میلادی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد و برای تکمیل تحصیلات به آمریکا مهاجرت کرد و در نهایت در دانشگاه ویسکانسین و در رشته علوم کامپیوتر تحصیلات‌اش را ادامه داد.

او هم‌چنین، از مدرسه کسب‌وکار دانشگاه شیکاگو موفق به دریافت مدرک MBA شد.

۲- ساتیا نادلا در سال ۱۹۹۲ میلادی به مایکروسافت پیوست

نادلا قبل از این‌که در سال ۱۹۹۲ وارد مایکروسافت شود در شرکت سان میکروسیستمز که هم‌اکنون در تملک شرکت اوراکل است کار می‌کرد. او نقش مهم و کلیدی در گروه Bing مایکروسافت دارد. از دیگر کارهای عمده او می‌توان به انتقال پایگاه داده، ابزار توسعه دهنده، و ویندوز سرور این شرکت به کلاود یا ابر در قالب Azur (آزور) اشاره کرد. از زمان روی کار آمدن ساتیا نادلا، این شرکت بزرگ از روش‌ها و شیوه‌های نوین بازاریابی استفاده می‌کند.

علاوه بر تمام موارد فوق، نادلا به ارائه نسخه ابری مایکروسافت آفیس، که به‌نام آفیس ۳۶۵ شناخته می‌شود، کمک شایانی کرد. به‌گفته مایکروسافت، آفیس ۳۶۵ یکی از سودده‌ ترین محصولات در تاریخ این شرکت است.

۳- ساتیا نادلا با همکلاسی خود در مدرسه ازدواج کرد

ساتیا نادلا در سال ۱۹۹۲، یعنی همان سالی که وارد مایکروسافت شد با “آنوپاما” ازدواج کرد. آنوپاما هم مدرسه‌ای ساتیا نادلا بود. حاصل این ازدواج یک پسر و دو دختر بوده و همگی در Bellevue در واشنگتن زندگی می‌کنند.

۴- ساتیا نادلا عاشق ورزش کریکت است

ساتیا نادلا از دوران خردسالی علاقه شدیدی به کریکت داشت و حتی عضو تیم مدرسه خود بود. وی در یکی از مصاحبه‌های‌اش گفته بود که این ورزش باعث شد تا کار تیمی و مدیریت و رهبری را فرا بگیرد.

۵- ساتیا نادلا مشغول نوشتن کتابی درباره خودش است

ساتیا نادلا مشغول کار بر روی کتابی تحت عنوان Hit Refresh است. در این کتاب سه داستان روایت می‌شود: سفر شخصی نادلا، تغییرات و اصلاحاتی که این روزها در شرکت وی در حال رخ دادن است، و دیگری پدیده‌ای به‌نام ماشین‌های هوشمند و ورود آن‌ها به تمام جنبه‌های زندگی انسان‌ها است.


منبع : شبکه

با این ۵ موزیک پلیر فوق‌العاده اندرویدی از موسیقی روی اسمارت‌فون لذت ببرید

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷
بدون نظر


۱- Phonograph

یکی از بهترین اپ‌های پخش موسیقی بر روی دستگاه‌های اندروید “فونوگراف” (Phonograph) است. طراحی و UI بسیار دلچسبی دارد و به‌شما این امکان را می‌دهد تا به‌سلیقه خودتان رنگ‌ها را تغییر دهید و اپ را تا حدودی شخصی‌سازی کنید. این اپ ویژگی‌های خاص و منحصر به‌فرد ندارد، اما تمام چیزهای معمول را به‌بهترین شکل اجرا می‌کند.

۲- Shuttle Music Player

موزیک پلیر شاتل یکی از بهترین اپ‌های اندرویدی از نظر ظاهر و طراحی است. هم‌چنین از ویژگی‌ها و امکانات خوب شامل اکولایزر شش باند، و دانلودهای خودکار برای طراحی قاب آلبوم‌های موسیقی و همین‌طور متن آهنگ‌ها بهره می‌برد. یکی از ویژگی‌های جالب این برنامه استفاده از کانال Last.fm است. با استفاده از این قابلیت، اپلیکیشن شاتل به‌مرور یاد می‌گیرد که کدام قطعه‌های موسیقی را بیشتر گوش می‌کنید. کمک به‌ساخت پلی‌لیست‌های شخصی یکی دیگر از خدماتی است که Last.fm ارائه می‌دهد.

با پرداخت ۱٫۷۵ دلار برای دریافت نسخه پولی می‌توانید از تم‌های بیشتر، امکان گشت‌زنی در فولدرها و حتی پشتیبانی کروم‌کست استفاده کنید.

۳- JetAudio Music Player

این اپ از نظر حقه‌ها و دست‌کارهای زیاد به‌علاوه افکت‌های متعددی که در هنگام گوش دادن به‌موسیقی در اختیار شما می‌گذارد یکی از بهترین و قوی‌ترین برنامه‌های اندروید در زمینه پخش موسیقی است. پلاگین‌های آن شامل AM3D Audio Enhancer و Bongiovi DPS می‌شود. این پلاگین پردازش صدا را با کارایی بالاتری انجام می‌دهد به‌طوری که رضایت علاقمندان حرفه‌ای موسیقی را به‌طور کامل جلب می‌کند.

اگر دوست دارید تا از ویجت‌های متعدد و گزینه‌های اضافی برای تماشا استفاده کنید باید ۴٫۹۹ دلار برای نسخه “پلاس” پرداخت کنید.

۴- Poweramp

اپ Poweramp به‌عنوان یکی از محبوب‌ترین پخش‌کننده‌های موسیقی بر روی سکوی اندروید تمام احتیاجات موسیقایی شما را برطرف می‌کند. کاورهای هنری آلبوم‌ها و متن آهنگ‌ها در دل پلیر گنجانده می‌شود و با ارائه اکولایزر ۱۰ بانده باعث می‌شود تا خروجی بسیار با کیفیتی داشته باشید. حتی می‌تواند EQ مخصوص خودتان را ذخیره کنید تا برای هر هدفون خاص یک EQ خاص داشته باشید.

۵- Google Play Music

در پایان، اگر دنبال یک پلیر خوب و همه‌کاره برای پخش فایل‌های موسیقی هستید، گوگل پلی موزیک امکان دسترسی به آرشیو آنلاین عظمیی که از این فایل‌ها گردآوری کرده را فراهم می‌کند. اگر اشتراک داشته باشید می‌توانید آن‌ها را پخش کنید، اما این اپ می‌تواند فایل‌های موسیقی ذخیره شده در کتابخانه روی اسمارت‌فون را برای شما پخش کند. گوگل پلی موزیک با اکانت شما در گوگل سینک می‌شود تا پلی‌لیست‌ها و قطعه‌های موسیقی روی چندین دستگاه در دسترس باشند.

این اپ بر اساس عادات موسیقایی شما و آهنگ‌هایی که گوش می‌کنید و هم‌چنین آرشیوی که درست کرده‌اید پیشنهادات سفارشی‌سازی به شما ارائه می‌کند.


منبع : شبکه

فرآیند Svchost.exe در ویندوز پی‌سی چیست و چه کاری انجام می‌دهد؟

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷
بدون نظر


جهش بزرگ در توسعه سیستم‌عامل ویندوز زمانی بود که ویندوز NT 3.1 منتشر شد. مایکروسافت به‌منظور کاهش میزان استفاده از منابع سیستمی اقدام به بهینه‌سازی ویندوز کرد. فرآیند میزبانی سرویس (Svchost) اولین بار به‌همراه ویندوز ۲۰۰۰ معرفی و ارائه شد.

اما فرآیند میزبانی سرویس یا همان Svchost.exe چیست؟

Svchost یک فرآیند عمومی میزبان با هدف برطرف کردن نیازهای چندین سرویس ویندوز به‌طور هم‌زمان است. اگر این کار صورت نگیرد و به هر سرویس، فرآیند مخصوص خودش واگذار شود بار سیستم به‌شدت بالا می‌رود. فرآیند میزبانی وب به سرویس‌های مختلف اجازه می‌دهد تا منابع موجود در سیستم از قبیل پردازنده، رم، هارد دیسک، و سایر قطعات را به‌اشتراک بگذارند. این سرویس‌ها به‌کمک DLLها یا همان کتابخانه‌های پیوند پویا به‌فرآیند SvcHost متصل می‌شوند.

سرویس‌های ویندوز در گذشته از فایل‌های EXE استفاده می‌کردند، اما هم‌اکنون این DLLها هستند که به‌عنوان جایگزین به‌کار می‌روند. در واقع، این فایل‌ها حاوی کدی هستند که می‌تواند توسط چندین برنامه و سرویس مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، یک فایل DLL عمومی می‌تواند توسط چندین سرویس مختلف استفاده شود و نهایتا ایجاد تغییرات در داخل این کد ساده‌تر است. با این‌حال، فرآیند میزبانی سرویس هم‌چنان یک فایل EXE که در داخل پوشه System32 در درایو مربوط به‌ویندوز قرارد دارد را اجرا می‌کند.

فرآیند SvcHost می‌تواند هم‌زمان برای چندین سرویس گوناگون مانند ویندوز آپدیت، Task Scheduler، Super Fetch، BITS و غیره به‌کار رود. بد نیست نگاهی به زبانه Processes در تسک منیجر داشته باشید تا نمونه‌های مختلفی که میزبان یک یا چندین سرویس هستند را مشاهده کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر، به زبانه Details بروید تا از ID یا شناسه فرآیند، میزان فضایی که در حافظه اشغال می‌کند، وضعیت و مواردی از این دست مطلع شوید.

چرا به چندین نمونه از SvcHost نیاز داریم؟

با بیان یک مثال ساده به‌خوبی با نحوه کار فرآیند SvcHost که در تسک منیجر در حال اجرا است آشنا می‌شوید و آن‌را به‌خوبی درک می‌کنید. فرض کنید به‌میهمانی یک از دوستان خود رفته‌اید. در این میهمانی صدها نفر حاضر هستند. در این‌جا، دو راه برای پر کردن شکم‌های گرسنه وجود دارد: یک راه آن است که به این شکم‌های گرسنه (سرویس‌های ویندوز) اجازه دهیم تا خودشان سر میز غذا بروند. اما، این روش تنها باعث ایجاد هرج‌ومرج و بی‌نظمی می‌شود. روش دیگر و در عین حال مناسب، تعیین یک سرور (میزبان سرویس) به‌منظور تهیه غذا برای میهمانان است.

به‌بیان ساده‌تر، SvcHost به‌این شکل کار می‌کند. با این روش، نه تنها سرور بهتر و کارآمدتر وضعیت‌های گوناگون را مدیریت می‌کند، بلکه از هدر رفتن و اسراف غذا جلوگیری می‌شود.

حالا، تصور کنید که چندین غذای مختلف وجود داشته باشد. بعضی‌ها ممکن است غذای ایرانی بخورند و بعضی‌ها غذای فرنگی. پس، برای سرو غذاهای مختلف به‌مشتریان می‌توان سرورهای مختلف (چندین نمونه) در اختیار داشت. اگر تنها یک نفر برای سرو غذا وجود داشت، مدیریت کردن اوضاع و درخواست‌های گوناگون بسیار دشوار بود. حتی، ممکن بود که برخی از مشتریان به‌دلیل تأخیر در سرو غذا عصبانی شوند. همین شرایط برای سرویس‌های متصل به‌فرآیند SvcHost صادق است.

اگر یکی از سرویس‌ها خراب شود، روی فرآیند و تمام سرویس‌های مرتبط با آن تأثیر می‌گذارد. حتی، ممکن است منجر به اتفاقات ناخواسته مانند صفحه آبی مرگ شود. به‌همین دلیل، همواره چندین نمونه از SvcHost وجود دارد.

چگونه سرویس‌های در حال اجرا که با فرآیند SvcHost در ارتباط هستند را بررسی کنیم؟

برای این کار دو راه وجود دارد. یکی از آن‌ها در بالا اشاره شد. تسک منیجر را باز می‌کنید تا لیست فرآیندهای میزبانی سرویس در حال اجرا در ویندوز ۱۰ را مشاهده کنید. این فرآیندها در قسمت Windows Processes قرار دارند.

برای مطلع شدن از سرویس‌های متصل، روی نمونه میزبانی سرویس کلیک راست کنید و گزینه Go to Details را انتخاب کنید.

چگونه سرویس‌های SvcHost را با استفاده از خط فرمان مشاهده کنیم

در قسمت اعلان فرمان ویندوز با استفاده از ابزار tasklist می‌توانید لیست تمام سرویس‌های در حال اجرا که با SvcHost.exe مرتبط هستند را بیرون بکشید. برای این منظور از دستور زیر استفاده کنید:

tasklist /svc /FI “imagename eq svchost.exe”

با اجرای این دستور لیست نمونه‌های فرآیند svchost.exe را همراه با شناسه فرآیند و سرویس‌های ویندوز مرتبط با آن‌را مشاهده می‌کنید.

آیا فرآیند SvcHost.exe ویروس است؟

خیر. ظاهرا این فرآیند ویروس نیست. مگر این‌که زمانی برسد که مایکروسافت نظرش عوض شود. حداقل کاری که برای بررسی ویروس بودن Svchost می‌توانید انجام دهید باز کردن تسک منیجر و کمی کنجکاوی است.

در زبانه Processes، روی فرآیند Svchost مشکوک کلیک راست کنید و گزینه Open File Location را انتخاب کنید. اگر به یک مکان سیستمی برده شدید یعنی این‌که مشکلی وجود دارد (یعنی جایی خارج از پوشه System32).

اگر همه چیز عادی به‌نظر می‌رسد اما هنوز هم شک دارید می‌توانید با استفاده از ویندوز دیفندر یا نرم‌افزارهای آنتی‌ویروس سوم شخص سیستم را به‌طور کامل اسکن کنید.

مصرف بالای اینترنت توسط (Svchost.exe (netsvcs

یکی از بیشترین نگرانی‌ها در این رابطه، فرآیند netsvcs است. این فرآیند در واقع یکی از زیرفرآیندهای میزبانی سرویس است که چندین وظیفه در ویندوز برعهده آن است. بعضی از سرویس‌های ویندوز مانند ویندوز آپدیت و BITS از آن استفاده می‌کنند. گاهی اوقات کاربران مشاهده می‌کنند حتی زمانی‌که سیستم استفاده نمی‌شود پهنای باند اینترنت آن‌ها به‌طور ناشناخته‌ای در حال مصرف اینترنت است. دلیل آن، استفاده پهنای باند توسط BITS برای دانلود آپدیت‌های سیستم است.

با رفتن به Task Manager > Services و کلیک راست بر روی (Background Intelligent Transfer Service (BITS آن‌را متوقف کنید. کافی است روی Stop کلیک کنید تا فرآیند دانلود متوقف شود.

راه دیگر باز کردن Resource Monitor > Network tab است. روی (svchost.exxe (netsvcs کلیک راست کنید و End Process Tree را انتخاب کنید.

نکته مهم: متوقف کردن یکی از فرآیندهای svchost ممکن است تا حدودی باعث کاهش مصرف پهنای باند شود. اما، توصیه می‌شود که چنین کاری نکنید.

فرآیند Svchost.exe در حال استفاده از حافظه است. چه کاری باید انجام دهیم؟

برخی مواقع، کاربران متوجه مشکلاتی مانند مصرف صد درصدی پردازنده روی پی‌سی می‌شوند. به چند دلیل ممکن است Svchost شروع به‌استفاده از حافظه سیستم بکند به‌طوری که باعث کند شدن دستگاه شود. برای آگاهی از این موضوع به زبانه Details بروید و در ستون Memory دنبال سرویسی باشید که به‌طور قابل توجهی از حافظه استفاده می‌کند.

در صورت مشاهده چنین فرآیندی، روی آن کلیک راست کنید و سپس به (Go to Service(s بروید. در این قسمت، سرویس‌های مرتبط که باعث استفاده زیاد از حافظه شده‌اند با هایلایت مشخص می‌شوند.


منبع : شبکه

دانلود فیلم Phantom Thread 2017 با کیفیت ۴K HDR remux همراه با دوبله فارسی

۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
بدون نظر


لینک های دانلود

توجه:به دلیل حجم بسیار بالای فیلم ۳۰ ثانیه از فیلم را با کیفیت اصلی جدا کرده و برای دانلود رایگان قرار دادیم!لطفا قبل از دانلود فیلم کامل, این نسخه دمو را دانلود کرده و تست کنید. در صورت پخش موفق و رضایت از کیفیت تصویر و صدا و …. با خیال راحت نسخه کامل فیلم را دانلود کنید

دانلود دمو برای تست کیفیت  ۳۶۴ MB

.

دانلود با لینک مستقیم ویژه پارت ۱ ۱۰ گیگابایت

دانلود با لینک مستقیم ویژه پارت ۲  ۱۰ گیگابایت

دانلود با لینک مستقیم ویژه پارت ۳  ۱۰ گیگابایت

دانلود با لینک مستقیم ویژه پارت ۴  ۱۰ گیگابایت

دانلود با لینک مستقیم ویژه پارت ۵  ۱۰ گیگابایت

دانلود با لینک مستقیم ویژه پارت ۶  ۱۰ گیگابایت

دانلود با لینک مستقیم ویژه پارت ۷  ۱۰ گیگابایت

دانلود با لینک مستقیم ویژه پارت ۸  ۱۰ گیگابایت

دانلود با لینک مستقیم ویژه پارت ۹  ۷۷۰ مگابایت

(برای دانلود با لینک مستقیم نیاز به اشتراک ویژه دارید.اشتراک ویژه چیست؟)

لطفا قبل از دانلود توضیحات باکس راهنما (بالای باکس دانلود) را مطالعه کنید

  • حجم: ۷۶٫۹GB+5%

  • تاریخ انتشار: ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
  • نویسنده: admin




  • منبع : دانلود فیلم ۴k

    خانم‌ها، آقایان، با نوکیا X6 آشنا شوید + نتایج بنچمارک‌ها

    ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
    بدون نظر


    وقتی آیفون ۱۰ با آن بریدگی جنجالی در بالای نمایشگر معرفی شد، بسیاری از کارشناسان حدس میزدند که این زائده موسوم به ناچ به زودی مانند ویروسی کشنده در تمام گوشی‌های اندرویدی هم ظاهر شود. همین اتفاق هم افتاد و حالا دیگر غیر از سامسونگ، نوکیا و سونی، تقریبا تمام شرکت‌های دیگر مطرح سازنده گوشی هوشمند از این زبان طراحی استفاده کرده بودند؛ اما گویا سنگر نوکیا هم فرو خواهد ریخت. این شرکت از گذشته درس گرفته است و دیگر نمی‌خواهد با لجاجت و اصرار بر حفظ روند خود، مشتریانش را از دست بدهد. بازار پر شده است از انواع و اقسام شرکت‌های تولیدکننده گوشی هوشمند. در این بازار اگر به نیاز مشتری احترام نگذارید، به راحتی کنار گذاشته می‌شوید. به همین دلیل است که HMD Global قصد دارد همراه بازار پیش بیاید.

    نوکیا X6 گوشی جدید نوکیا است که با طراحی و نامی مشابه آیفون X روانه بازار خواهد شد. زبان طراحی این گوشی بسیار مدرن است و حاشیه‌های نمایشگر در آن به حد اقل رسیده است. هرچند طراحی جلوی این گوشی بسیار شبیه به آیفون X است؛ اما در بخش پشتی، همان طراحی مخصوص گوشی‌های نوکیای نسل جدید به چشم می‌خورد. تلفیق این دو زبان طراحی حاصلی زیبا و چشم‌نواز را در پی داشته است. جدا از زیبایی، با توجه به سبقه نوکیا در زمینه ساخت گوشی‌های هوشمند، می‌توان اطمینان داشت که نوکیا X6 از استحکام بسیار بالایی برخوردار خواهد بود؛ هرچند که به احتمال قریب به یقین، خبری از گواهی‌های مقاومت در برابر آب و گرد و غبار برای این گوشی نیست.

    این طور که از جوانب برمی‌آید، این احتمال وجود دارد که نوکیا سری X را با یک زبان طراحی مشترک روانه بازار کند وبسته به امکانات آن‌ها، عدد کنار X را تغییر دهد.

     نمایشگر نوکیا X6 دارای ابعاد ۵٫۸ اینچی است و نسبت طول به عرض آن برابر با ۱۹ به ۹ خواهد بود. رزولوشن مورد استفاده در این نمایشگر Full HD+ است و احتمالا روی آن از یک پنل IPS LCD استفاده خواهد شد. 

    هنوز اطلاع دقیقی از نوع تراشه به کار رفته روی نوکیا X6 در دسترس نیست؛ اما اعلام شده است که این تراشه دارای ۸ هسته است و توان پردازش تا ۱٫۸ گیگاهرتز را خواهد داشت. با توجه به این اطلاعات، ما متوجه می‌شویم که این گوشی یک میان‌رده رو به بالا است و احتمالا از تراشه Snapdragon 636 روی آن استفاده شده است. میزان حافظه اجرایی (رم) این گوشی ۳ یا ۴ گیگابایت است؛ اما نسخه مخصوص ارائه در بازار چین نوکیا X6 دارای ۶ گیگابایت رم خواهد بود و مسلما قیمتش به مراتب بیشتر خواهد بود. میزان حافظه داخلی در نظر گرفته شده برای نوکیا X6 هم بسته به انتخاب خریدار، ۳۲ یا ۶۴ گیگابایت خواهد بود و در کنار آن، امکان پشتیبانی از کارت حافظه هم وجود دارد.

    در آزمون‌های فنی، عملکرد این گوشی جایی میان نوکیا ۶ و نوکیا ۷ قرار گرفته است و البته فاصله آن با نوکیا ۶ که از یک تراشه Snapdragon 630 بهره می‌برد، بسیار زیاد است و اختلاف زیادی با Snapdragon 660 به کار رفته روی نوکیا ۷ ندارد.

    نوکیا X6 از یک ستاپ دوربین دوگانه بهره می‌برد که سنسور اصلی آن ۱۶ مگاپیکسلی است و حدس ما این است که احتمالا سنسور دوم آن ۲ یا ۵ مگاپیکسلی خواهد بود. در بخش سلفی هم یک سنسور ۱۶ مگاپیکسلی خودنمایی می‌کند. احتمال می‌رود که نوکیا در ساخت این دوربین‌ها طبق عادتی دیرینه، با شرکت زایس همکاری کرده باشد. در ارتباط با کیفیت فیلمبرداری این گوشی هم هنوز اطلاعی در دست نداریم؛ اما تراشه مورد استفاده روی نوکیا X6 از کیفیت ۴K پشتیبانی می‌کند و بعید نیست روی این گوشی هم شاهد وجود امکان فیلمبرداری ۴K باشیم.

    باتری مورد استفاده در نوکیای جدید، ۳۰۰۰ میلی آمپر ساعت ظرفیت دارد که با توجه به تراشه خوش‌مصرف مورد استفاده روی نوکیا X6 برای یک روز استفاده عادی کفایت خواهد کرد. همانند سایر محصولات نوکیا، این گوشی هم به آخرین نسخه پایدار اندروید یعنی اندروید ۸٫۱ (اوریو) روی این گوشی به کار رفته است و به محض ارائه جهانی نسخه‌های بعدی اندروید، این گوشی هم به آن‌ها مجهز خواهد شد. 

    با توجه به قیمت حدود ۲۵۰ دلاری این گوشی در نسخه پایه، نمی‌توان این گوشی را چندان ارزان انگاشت؛ اما  با توجه به ظاهر زیبا، طراحی مدرن و امکانات سخت افزاری مناسب این گوشی و از همه مهم‌تر، برند محبوب سازنده، به نظر می‌رسد اقبال بلندی در بازارهای جهانی پیش روی نوکیا X6 خواهد بود.


    منبع : شبکه

    هفت راهکار جادویی برای آنها که می‌خواهند فوتوشاپ را در سریع‌ترین زمان یاد بگیرند

    ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
    بدون نظر


    اگر بتوانید قدم اول در یادگیری فوتوشاپ را به درستی بردارید، در ادامه راه می‌توانید مفاهیم جدی و حرفه‌ای را سریع‌تر یاد گرفته و در دنیای فوتوشاپ غرق شوید.

    ۱٫در ابتدا مفاهیم اصلی طراحی گرافیکی را یاد بگیرید

    یادگیری طراحی گرافیکی کار پیچیده‌ای نیست، اما به ممارست نیاز دارد. پس از یادگیری درست اصول اولیه است باید به سراغ مفاهیمی همچون طرازکردن، کنتراست، فضای منفی، ریتم و اصول دیگری بروید که ممکن است عدم توجه به آن‌ها خروجی کار شما را خراب کنند. اگر صادق باشیم باید به شما بگوییم رفتن به کلاس‌های آموزش فوتوشاپ باعث نمی‌شوند شما را یک طراح گرافیک حرفه‌ای کنید، در نتیجه پیشنهاد ما این است که آستین‌ها را بالا زده و خودتان اصول اساسی طراحی را یاد بگیرید. منابع آنلاین رایگان و پولی متعددی وجود دارند که تفاوت‌های ظریف موجود در طراحی‌ها را آموزش می‌دهند. دقت کنید در این مرحله شما احتیاجی ندارید تا از فوتوشاپ استفاده کنید. پیشنهاد ما این است که برای یادگیری این مفاهیم به سایت‌های hackdesign و  Canva Design School مراجعه کنید. این سایت‌ها با انگلیسی روان این اصول را به شما یاد می‌دهند.

    ۲٫ تا حد امکان درباره Workspace در فوتوشاپ اطلاعات کسب کنید

    ادوبی فضاهای کاری (workspaces) بسیاری در نرم‌افزار فوتوشاپ در اختیار شما قرار می‌دهد. هیچ مرجعی بهتر از خود آموزش‌های فوتوشاپ نمی‌تواند در زمینه کار با فضای کاری به شما کمک کند. با مراجعه به لینک Open the sample image به راهنمای قرار گرفته در ویدیوها دسترسی خواهید داشت.

    ۳٫ در هر روز فقط روی یک ابزار متمرکز شوید

    پالت ابزارهای فوتوشاپ در سمت چپ باریک و طولانی است. اما ابزارهای پنهان بسیاری در آن قرار دارد که با کلیک کردن روی فلش کوچک نشان داده می‌شوند. در این پالت ۶۵ ابزار برای انتخاب، برش، روتوش، نقاشی، رسم و…. وجود دارد. پیشنهاد ما این است که فرآیند یادگیری را با ابزاری آغاز کنید که پیش‌زمینه اولیه در ارتباط با آن دارید. همچنین در هر روز تنها کار کردن با یک ابزار را آزمایش کنید. برای دریافت اطلاعات بیشتر در ارتباط با ابزارها و دسترسی به منابع قدرتمند از عبارت‌هایی همچون “آموزش ابزارهای جادویی فوتوشاپ” به فارسی یا “tutorial magic wand tool Photoshop ” به انگلیسی استفاده کنید. Rich Tooltips در فوتوشاپ هم نقطه شروع خوبی است. اگر در هر روز تنها کار کردن با یک ابزار را یاد بگیرید با مشکل افزونگی اطلاعات روبرو نخواهید شد. همچنین به راحتی می‌توانید میانبرهای صفحه‌کلید مرتبط با ابزارها را به خاطر بسپارید.

    ۴٫ تمرکز خود را روی ریزمهارت‌های فوتوشاپ معطوف کنید

    ادوبی در وبلاگ این شرکت نوشته است: «ادوبی فوتوشاپ نرم‌افزار تخصصی عکاسان برای ویرایش تصاویر است. در این ۲۱ سال عکاسان از این نرم‌افزار برای بازگویی یک داستان، تجسم‌سازی مناظر رویایی، بیان عقاید در قالب تصاویر و کارهای بصری مختلفی استفاده کرده‌اند.» اما از این موصوع اطلاع داشتید که امکان ویرایش فیلم در فوتوشاپ نیز وجود دارد؟ یا اطلاع داشتید که تایپوگرافی‌های فوق‌العاده‌ای را می‌توانید با آن ایجاد کنید؟ حتما می‌توانید یک ایمیل، خبرنامه‌ اچ‌تی‌ام‌ال یا تی‌شرت را با استفاده آن طراحی کنید. با یادگیری مهارت‌های مرتبط با مدل‌های سه بعدی، شما به راحتی می‌توانید فرصت‌های شغلی متعددی را بر حسب مهارت یا علاقه خود به دست آورید.

    ۵٫ کارهای متخصصان عکاسی را دنبال کنید

    ساده‌ترین راه برای یادگیری فوتوشاپ کمک گرفتن از یک متخصص است. در دنیای واقعی شما به سختی می‌توانید یک مربی حرفه‌ای را پیدا کنید، اما از مربیان مجازی نباید غافل شوید. در ابتدا باید مشخص کنید که دوست دارید در چه زمینه‌ای اطلاعات به دست آورده و در ادامه به جست‌جوی کارشناسان آنلاینی بپردازید که در آن حوزه‌ها متبحر هستند. به‌طور مثال اگر به‌دنبال یادگیری نقاشی دیجیتالی هستید باید به دنبال پیدا کردن هنرمندانی باشید که نقاشی دیجیتالی را آموزش می‌دهند. اگر نمی‌توانید با این افراد به‌طور مستقیم در ارتباط باشید از وبلاگ آن‌ها و آموزش‌هایی که در وبلاگ خود قرار داده‌اند استفاده کنید. وبلاگ جولیان کاست و راسل بران آموزش‌های خوبی دارند.

    ۶٫ مهارت‌های خود را با انجام کارهای کوچک به چالش بکشید

    شما می‌توانید یک ایده خوب را در ذهن تداعی کنید و از مهارت‌های فوتوشاپی که یاد گرفته‌اید برای خلق اثر هنری استفاده کنید. سایت‌هایی شبیه DesignCrowd می‌توانند به شما در این راه کمک کنند. قرار نیست شما در این مرحله یک پروژه تجاری یا رقابتی را ایجاد کنید. تنها این موضوع را بررسی کنید که آیا این توانایی را در خود می‌بینید که با چالش‌های بزرگ روبرو شوید. حذف پس‌زمینه از مجموعه‌ای از تصاویر، ترمیم یک عکس آسیب دیده برای شروع کار مناسب هستند. به عنوان یک فرد تازه‌کار ممکن است از کار خود زیاد راضی نباشید، اما ایرادی ندارد. این تنها شروع کار است. همچنین به دنبال فرصت‌های داوطلبانه مجازی باشید که وجود دارند. پلتفرم‌هایی همچون OnlineVolunteering.org و Creatives Without Borders در این زمینه راهگشا هستند.

    ۷٫ یک چالش ۳۰ روزه برای خود ترتیب دهید

    چالش ۳۰ روزه یک الگوی استاندارد است که در اغلب حوزه‌های فناوری پیشنهاد می‌شود. به‌علاوه این چالش بهتر از چند ماه یا یک سال است. پس از پایان یافتن دوره آموزشی ۳۰ باید به جمع‌بندی نکاتی بپردازید که یاد گرفته‌اید؟ شما از طریق چالش‌های ۳۰ روزه نیز می‌توانید فوتوشاپ را یاد بگیرید، منتها سایت‌هایی همچون Udemy یا ۳۰-Day Bootcamp به راحتی در دسترس کاربران ایرانی قرار ندارند. اما اگر به دنبال یک دوره رایگان هستید Photoshop Essentials پیش روی شما است. یک سایت آموزشی خوب که با فیلم‌های یوتیوب  و پی‌دی‌اف‌های قابل دانلود به خوبی سازمان‌دهی شده است. Envato’s Tuts+ نیز بخش فوق‌العاده‌ای به نام راهنمای یادگیری دارد که مجموعه‌ای غنی از آموزش‌ها را ارائه می‌کند.


    منبع : شبکه

    چگونه بعد از به‌روزرسانی ویندوز تا ۴۶ گیگابایت فضای هارد را آزاد کنیم

    ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
    بدون نظر


    بعد از به‌روزرسانی مهم و بزرگ ویندوز، داده‌های زیادی از نصب قبلی سیستم‌عامل در داخل پوشه‌ای به‌نام Windows.old نگهداری می‌شود. در واقع، این داده‌ها حکم زباله را پیدا می‌کنند و هیچ استفاده‌ای ندارند. پی‌سی شما هیچ نیازی به این داده‌ها ندارد و شما می‌توانید به‌کمک ابزار Free Up Space با خیال راحت همه آن‌ها را پاک کنید.

    نکته مهم قابل اشاره در این رابطه آن است که داده‌های مربوط به‌نصب پیشین ویندوز به‌این دلیل نگهداری می‌شوند که اگر شما به‌روزرسانی جدید را دوست نداشتید (فقط تا چند روز) ویندوز بتواند عملیات بازگشت به‌قبل را انجام دهد. بنابراین، پاک کردن این داده‌ها باعث از کار افتادن این قابلیت می‌شود. برای همین بهتر است با احتیاط عمل کنید.

    چگونه بعد از نصب به‌روزرسانی آوریل ویندوز ۱۰ فضای بیشتری روی هارد باز کنیم؟

    می‌توانید با استفاده از ابزار Free Up Space بخش عمده‌ای از فضای مهم روی هارد دیسک سیستم را به‌دست بیاورید. برای انجام این کار مراحل زیر را دنبال کنید:

    ۱- اپ Settings را باز کنید.

    ۲- به System > Storage بروید.

    ۳- در بخش Storage Sense، روی Free Up Space Now کلیک کنید. کمی صبر کنید تا ویندوز تمام فایل‌هایی که می‌توانند پاک شوند را اسکن کند.

    ۴- حالا، در لیستی که پیش روی شما است، تیک مربوط به (Previous Windows Installation(s را بزنید. در برخی موارد چیزی حدود ۴۶ گیگابایت به فضای آزاد دیسک اضافه می‌شود. اما این عدد بین دستگاه‌های مختلف متفاوت است.

    اگر گزینه‌های دیگری مدنظر دارید انتخاب کنید. خیلی از آن‌ها به‌طور خودکار و با گذشت زمان ایجاد می‌شوند.

    ۵- سپس، روی دکمه Remove کلیک کنید.

    ۶- فرآیند پاک کردن فایل‌های انتخاب شده از نصب جدید ویندوز پی‌سی مدتی طول می‌کشد. در حین انجام این کار، می‌توانید پنجره آن را به نوار وظیفه بفرستید و با خیال راحت به‌کارهای دیگر برسید.


    منبع : شبکه

    نقد و بررسی قسمت چهارم از فصل دوم سریال Westworld

    ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
    بدون نظر


    فصل دوم – قسمت چهارم معمای اِسفینکس انتشار: ۲۳ اردیبهشت (May 13)

    اِسفنکس، اهریمنِ تباهی و بلا، یکی از خدایانِ اسطوره‌های یونانی بود. تمام مسافرانی که از کنار مامن او رد می‌شدند، باید به معمایی که او طرح می‌کرد، پاسخ می‌گفتند تا زنده بمانند. معمایش این بود: «آن چیست که صبح‌ها چهارپا دارد، ظهرها دو پا و شب‌ها سه پا؟». جواب «انسان» است؛ چرا که در کودکی چهار دست و پا راه می‌رود، وقتی بزرگ شد روی دو پا و در پیری عصا را به کمک می‌گیرد. در این قسمت بارها اسم اهریمن و انسان را می‌شنویم و معمای ویلیام را می‌بینیم.

    کارگردانی این قسمت توسط «لیسا جوی» انجام شد و نشان داد که علاوه بر نویسندگی در کارگردانی هم خبره است. هر چند که وست‌ورلد در هر قسمت سوالات پرتعدادی را ایجاد می‌کند اما در این قسمت کمتر شاهد این موضوع بودیم یا حداقل در همین اپیزود جواب آنها را گرفتیم. داستان «ویلیام سیاه‌پوش» و گرفتاری «گِرِیس» سرراست بود و کمتر به آن خواهیم پرداخت. برای دسترسی به نقد و بررسی اپیزودهای قبلی در وب‌سایت شبکه‌مگ اینجا کلیک کنید.

    معمای اسفینکس

    در ابتدا، دوربین با چرخش در اتاق «جیمز دِلوس» و نشان دادن تنگ ماهی، کتاب، دوچرخه زدن و درست کردن صبحانه، زندگی روتین جیمز را نشان داد. با ملاقات ویلیام و صحبت در مورد دور زدن شیطان همه چیز به خوبی پیش می‌رفت و انتظار رهایی داشت اما برگه‌ای که ویلیام به او نشان داد همه چیز را بهم ریخت. متنی از گفته‌هایش که نشان داد زندگی‌اش عادی نیست. وقتی جیمز دلوس می‌پرسد: «من دیگه تو کالیفرنیا نیستم نه؟» در جواب می‌شنود: «اگه نمی‌تونی تشخیص بدی اهمیتی هم داره؟». این همان جوابی است که ویلیام در ابتدای ورود پارک از زبان «آنجلا» شنید و در واقع این همان سوال اصلی سریال است. اگر انسان‌ها ندانند که در بدن دیگری هستند اهمیتی دارد؟ اگر میزبان‌ها از روبات بودن خودشان اطلاعی نداشته باشند اهمیتی هم دارد؟ در واقع برای این سوال هیچوقت جوابی وجود وجود نداشته است.

    جیمز واقعی وجود نداشت و ۱۴۹ کلون از او ساخته شد اما مغز در هیچ یک از آنها نتوانست پایداری خود را حفظ کند. اگر بگوییم این اپیزود تاریک‌ترین اپیزود سریال است بیراه نگفته‌ایم. هدف اصلی شرکت دلوس بالاتر از ثبت DNA و آزار میزبان‌ها، پدید آوردن جاودانگی برای انسان است. این ایده را پیش‌تر در سریال جدید Altered Carbon دیده بودیم؛ انسان‌هایی که پول آنها از پارو بالا می‌رود ذهن خود را به صورت دیجیتالی ذخیره و در بدنی جدید بارگذاری می‌کنند. دنیا در آینده متعلق به این افراد است و پیامدهای بد آن قابل شمارش نیست. معمای اسفینکس سعی می‌کند این تهدیدات را برای بیننده ترسیم ‌کند.

    یکی از نکاتی که همیشه در وست‌ورلد دیده‌ایم این است که سریال، علاقه خاصی به نشان دادن روبات‌ها در قالب انسان دارد و این بار نوبت جیمز دلوس بود. در مروری از فصل اول، رابرت به بازگشت مردگان اشاره کرد. مشخص است که او در تمام مدت از کارهای مخفیانه دلوس خبر داشته و شاید… شاید دلیل آزاد کردن میزبان‌ها نیز مقابله با همین روش زندگی است. بهرحال در این اپیزود ۷۱ دقیقه‌ای (که کمی بیشتر از حد معمول بود) شاهد بودیم که نه تنها فناوری نتوانست زندگی جاویدان بوجود آورد بلکه روبات‌ها را هم بلای جان انسان‌ها کرد.

    آهنگی که در ابتدای اپیزود در سلول جیمز پخش شد Play with fire یا «بازی با آتش» نام دارد. هر بار که ایده شکست می‌خورَد، کلونِ جیمز در آتش موقتی جهنم از بین می‌رود. وقتی که او با حالتی دیوانه‌وار به برنارد حمله می‌کند، شبیه به فیلم‌های ترسناک و جنایی، فقط نور قرمز و سیاه(تاریکی) وجود دارد که انگار آنها در خود جهنم هستند. بعد از این صحنه‌ها جیمز ناپاک در آتشی قرار می‌گیرد که این بار واقعی و پایان‌دهنده زندگی اوست.

    بازگشت السی و کنجکاوی‌هایش

    یکی از دوست‌داشتنی‌ترین کارکترهای فصل اول «اِلسی» بود که در این اپیزود هم نقش زیادی داشت. مشخص است که وقتی کارگردان بر روی کارکترهای کمتری زوم می‌کند، جذابیت بیشتر می‌شود و وست‌ورلد حرفای بیشتری برای گفتن دارد. «کُلمِنتاین» با آن چهره بی‌تفاوت طوری برنارد را روی زمین می‌کشد که مشخص است برای این کار برنامه‌ریزی شده است. زمانی هم که ماده‌ای به اصطلاح «مایع غشایی» در بدن برنارد تمام می‌شود فردی کاربلد به نام السی وجود دارد تا او را برای مدتی به زندگی بازگرداند. اینکه این مایع چیست و چرا میزبان‌های دیگر به آن نیاز ندارند اصلا مشخص نیست. برخی اتفاقات این اپیزود آنقدر مبهم است که نمی‌توان به دید پیچیدگی به آن نگاه کرد و حتی سوال طرح کرد. (در سمت راست تبلت می‌بینیم که این ماده به ۷ درصد رسیده است)

    جفری رایت(در نقش برنارد) در گفتن جملات با لحن ترسناک استاد است. او در بیشتر مواقع با صدایی آرام و لحنی رازگونه سخن می‌گوید. در انتهای داستان بنظر می‌رسد که برنارد خاطراتی را به یاد آورده است و در اینجا لحن رازگونه‌اش با چاشنی دروغ همراه می‌شود. هر چند که السی به برنارد اعتماد می‌کند و انصافاً قابل اعتماد هم هست اما می‌دانیم که برنارد همیشه شخصیت خودش را نداشته و وسیله‌ای برای اهداف دیگران بوده است.

    مطلب پیشنهادی

    ویدئو: 5 انیمیشن نامزد شده در اسکار 2018

    آخر هفته با شبکه: بهترین انیمیشن‌های سال ۲۰۱۷

    پایان دوری پدر و دختر

    فرضیه‌ای مطرح می‌شود که ویلیام سیاه‌پوش یک کلون است. با چیزی که در ملاقات نهایی او با جیمز دلوس دیدیم، آزمایشات به سرانجام نرسید و در نتیجه ویلیام کلون نیست. اما اینکه چطور در درگیری‌ها تیر خورد و آخ نگفت نشان می‌دهد که موضوعی دیگر مطرح است. گرچه ویلیام با به یاد آوردن خاطرات تلخ مرگ همسرش تحت تأثیر قرار گرفت و خانواده «لورنس» را نجات داد ولی به قول رابرت یک کار خوب، چیزی را تغییر نمی‌دهد. تا به اینجای کار ویلیام مقصر اصلی اتفاقات ناگوار در پارک است.

    باهوش و زرنگ. عبارتی که ویلیام برای توصیف دختر خودش بکار می‌برد. فرار راحت گریس از دست سرخپوستان این موضوع را تأیید کرد. همانطور که در بررسی قسمت قبل گفتیم حدس‌هایی در مورد هویت گریس زده شد که درست هم از آب درآمد. گریس دختر ویلیام است و همانند پدرش در حال کشف راز و رمز پارک است. البته قسمت جذاب‌تر داستان نحوه رسیدن این دو به یکدیگر است. گریس در پارکی دیگر است، بدون هیچ وسیله‌ای فرار می‌کند و در نهایت در بیابان پدرش را ملاقات می‌کند! باید منتظر سکانسی باشیم که پرده از این قضیه بردارد.

    نکات و سوالات معمای اسفینکس

    در میان سرخپوستان، «استابز» به گریس می‌گوید که آنها فقط میزبان‌ها را می‌کشند و به انسان‌ها آسیب نمی‌رسانند. در قسمت قبل هم دیدیم که آنها به دنبال گرفتن «سایزمور» هستند(احتمالا برای حفظ جان او). شاید سرخپوستان هدفی مشترک با انسان‌ها داشته باشند.

    چینی‌ها برای ساخت قطار افراد زیادی را (که نمی‌دانیم انسان یا میزبان بودند) را بدون دلیل می‌کشند و زیر ریل قرار می‌دهند. از زبان مرد سیاه‌پوش نیز می‌شنویم که این ریل قرار بود به سمت شمال برود، نه غرب.

    وقتی از یک سرخپوست سوال می‌شود که اسیرها را به کجا می‌برند، می‌گوید: «نزد اولین ما، او تصمیم می‌گیرد». این شخص همان «اکیچیتا» است که با لوگان مذاکره کرد و در قسمت قبل هم اشاره کردیم که در خاطرات میو، جای دارد.

    بسیاری از اتفاقات این چهار اپیزود در کمتر از دو هفته بعد از انقلاب میزبان‌ها رخ داده است. اگر یادتان باشد، شروع فصل دوم با بیدار شدن برنارد و مواجه شدن با دریایی از میزبان‌های بی‌جان همراه بود. در این دو هفته آنقدر داستان پربار بوده که هنوز زمان بررسی آن موضوع فرا نرسیده است.

    همانطور که از صحبت گریس با استابز فهمیدیم، او قصد ترک پارک را ندارد. بنظر می‌رسد او و پدرش هنوز هم در پارک کارهای ناتمام زیادی دارند؛ هر چند که فورد آنها را به درون بازی خودش کشیده است. اصلا شاید اتفاقات پارک یک بازی باشد و همه چیز از پیش طراحی شده است.

    وقتی این اپیزود به پایان می‌رسد باید این سوال را از خودمان بپرسیم که آیا بهتر از این هم می‌شد؟ بنظر من که نه! این قسمت فوق‌العاده زیبا و بی‌نقص بود. احتمالاً کسانی که این سریال را ندیده‌اند متوجه نخواهند بود اما می‌دانیم که دنبال کردن هفتگی وست ورلد و مواجه شدن با رازها و افشاگری‌های آن چه لذتی دارد. امیدواریم که از خواندن نقد و بررسی این سریال راضی بوده باشید.

     


    منبع : شبکه

    طراحی وب واکنش‌گرا و تطبیقی چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟

    ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
    بدون نظر


    فراگیر شدن و تنوع گوشی‌های هوشمند باعث شده است تا طراحان وب مجبور شوند ابعاد و اندازه صفحه ‌نمایش گوشی‌ها را در زمان طراحی سایت‌ها به‌دقت مورد بررسی قرار دهند. این چالشی است که طراحان وب و همچنین طراحان برنامه‌های کاربردی با آن روبه‌رو هستند. 
    از مانتیورهای غول ‌پیکر گرفته تا ساعت‌های هوشمند، امروزه راهکارهای متنوعی در اختیار کاربران قرار دارد تا به‌شکل آنلاین به اطلاعات مورد نیاز خود دست پیدا کنند. طراحانی که به‌دنبال آن هستند تا سایت‌های خود را به‌گونه‌ای آماده کنند تا روی انواع مختلفی از دستگاه‌ها به‌درستی به نمایش درآید، مجبور هستند از میان دو الگوی طراحی واکنش‌گرا یا تطبیقی یکی را انتخاب کنند. (شکل ۱)
    نکته‌ای که لازم است به آن اشاره داشته باشیم این است که هنوز هم سردرگمی‌هایی درباره تفاوت‌های طراحی واکنش‌گرا و تطبیقی وجود دارد. البته این تفاوت‌ها برای افرادی که تازه به دنیای طراحی وب وارد شده و هیچ‌گونه تجربه‌ای در این زمینه نداشته‌اند ممکن است چندان محسوس نباشد، اما یک طراح وب کهنه‌کار به‌خوبی می‌داند که هریک از این مدل‌ها چه تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند. 


    شکل ۱

    طراحی واکنش‌گرا

    اولین سایتی که بر مبنای یک طرح سازگار با عرض مرورگرها کار خود را آغاز کرد سایت Audi.com بود که نخستین بار در سال ۲۰۰۱ میلادی به فضای مجازی وارد شد. در سال ۲۰۰۸ میلادی بود که واژه‌هایی شبیه به انعطاف‌پذیری، شناور بودن و ارتجاعی بودن به دنیای طراحی وب وارد شد. اما اصلاح طراحی واکنش‌گرا اولین بار از سوی طراح و توسعه‌دهنده معروف وب ایتان مارکت در کتابش به‌نام Responsive Web Design مورد بررسی قرار گرفت. طراحی‌های واکنش‌گرا به تغییر اندازه در عرض مرورگرها واکنش نشان داده و عناصر موجود در صفحه را متناسب با فضای آزاد در دسترس تنظیم می‌کنند. یک سایت واکنش‌گرا محتوا را بر مبنای فضای آزاد در دسترس مرورگرها نشان می‌دهد. (شکل ۲) اگر شما یک سایت واکنش‌گرا را روی دسکتاپ باز کنید و در ادامه اندازه پنجره مرورگر را تغییر دهید، محتوا و عناصر به‌شکل پویا دومرتبه چینش می‌شوند (حداقل به‌لحاظ تئوری این‌گونه است) تا محتوا به‌شکل بهینه‌ شده‌ای در پنجره مرورگر قرار گیرد. در گوشی‌های موبایل این فرآیند به‌شکل خودکار انجام می‌شود، سایت فضای در دسترس را بررسی و در ادامه خود را با ایده‌آل‌ترین حالت هماهنگ می‌کند. طراحی واکنش‌گرا یک تکنیک پیاده‌سازی مستقیم است و بر مبنای رویکرد طراحی شناور (fluid) کار می‌کند. این حرف به این معنا است که کاربران می‌توانند متناسب با دستگاهی که از آن استفاده می‌کنند و درست مشابه با حالتی که پشت یک مانیتور بزرگ قرار گرفته‌اند، به محتوای شما دسترسی داشته باشند. در این حالت طراح به‌جای آنکه از مقادیر ثابت برای آرایش عناصر استفاده کند، با مقادیر پویا کار می‌کند. در نتیجه در طراحی واکنش‌گرا با مقادیری همچون پیکسل و پوینت سر و کار نداریم، بلکه طراحی ما بر مبنای واحدهای نسبی همچون درصد است. مقادیر پویا به شما اجازه می‌دهند بدون هیچ مشکل خاصی با کوچک‌ترین و بزرگ‌ترین صفحه ‌نمایش‌ها کار کنید. در کنار به‌کارگیری واحدهای نسبی شما باید از انعطاف‌پذیر نیز استفاده کنید. به ‌طوری که محتوای چندرسانه‌ای نیز باید با واحدهای نسبی به نمایش درآید. اگر نسبت به این موضوع بی‌توجه باشید، محتوای چندرسانه‌ای از عنصری که برای نمایش آن در نظر گرفته شده بیرون می‌زند. فراموش نکنید که در طراحی واکنش‌گرا دو عامل مدیا کوئری‌های CSS3 و نقاط شکست نیز نقش کلیدی دارند. مدیا کوئری‌ها به یک صفحه اجازه می‌دهند از قواعد سبک‌بندی مختلف CSS بر مبنای ویژگی‌های ذاتی دستگاهی که در حال نمایش یک سایت است استفاده کند. همچنین فراموش نکنید که به‌عنوان یک طراح وب باید به‌شکل درستی اطلاعات لازم در ارتباط با نیازها و درخواست‌های کاربران نهایی را در اختیار داشته باشید. 


    شکل ۲

    طراحی تطبیقی

    طراحی وب تطبیقی اولین بار در سال ۲۰۱۱ میلادی از سوی آرون گاستافسون در کتابش تحت عنوان:

    Adaptive Web Design: Crafting Rich Experiences With Progressive Enhancement 

    معرفی شد. طراحی واکنش‌گرا بر تغییرات الگوی طراحی به‌منظور دستیابی به حداکثر تناسب ممکن اشاره دارد، در حالی که در طراحی تطبیقی شما با طرح‌های چندگانه اما با اندازه ثابت سر و کار دارید. در این طرح زمانی که سایتی فضای آزاد در دسترس را شناسایی کرد، مناسب‌ترین طرح ممکن برای صفحه ‌نمایش را انتخاب می‌کند. در نتیجه زمانی که شما در مرورگر دسکتاپی خود سایتی را باز می‌کنید، سایت بهترین لایه ممکن برای نمایش روی صفحه دسکتاپ را نشان می‌دهد. در این حالت زمانی که اندازه مرورگر را تغییر می‌دهید، هیچ تأثیری روی طراحی به وجود نخواهد آمد. بعضی از سایت‌ها به‌سرعت رویکرد طراحی تطبیقی را قبول کردند و آن ‌را به کار گرفتند. آمازون، اپل، About.com و… از جمله شرکت‌هایی بودند که خودشان را با این الگوی طراحی هماهنگ کردند و به پیکربندی مجدد سایت‌های خود پرداختند، به ‌طوری که سایت‌ها با رویکرد بهینه‌سازی ‌شده برای موبایل در اختیار کاربر نهایی قرار گیرد. نکته‌ای که باید به آن توجه داشته باشید این است که طرح به نمایش درآمده از یک سایت موبایلی که بر پایه طراحی تطبیقی طراحی شده ممکن است متفاوت از نسخه دسکتاپی آن باشد. به‌واسطه آنکه طراحان از یک لایه متفاوت برای صفحه ‌نمایش موبایل استفاده و در نتیجه برای چینش عناصر از بازطراحی متفاوت استفاده کرده‌اند. در طراحی تطبیقی مرسوم است که شش طرح برای شش صفحه ‌نمایش با عرض‌های ۳۲۰، ۴۸۰، ۷۶۰، ۹۶۰، ۱۲۰۰ و ۱۶۰۰ پیکسل آماده کنید. 

    طراحی برنامه‌های موبایل مستقل

    گزینه دیگری برای ساخت سایت‌ها وجود دارد که در این رویکرد سایت‌ها تنها برای گوشی‌های موبایل طراحی می‌شوند. اگر به نشانی اینترنتی این‌گونه سایت‌ها نگاهی داشته باشید، پیشوند m. را به‌خوبی مشاهده می‌کنید. این حالت طراحی نیز رویکرد جذابی است. برخی طراحان تمایل دارند تا سایت‌هایی را مختص دستگاه‌های موبایلی طراحی کنند، به‌ طوری که عناصر و طرح‌بندی در قالب یک فرمت اختصاصی آماده ‌شود. در گذشته گوگل رتبه‌بندی خاصی برای این سایت‌ها در نظر می‌گرفت، اما امروزه با سایت‌های واکنش‌گرا، تطبیقی و سایت‌های ویژه دستگاه‌های همراه به یک شکل برخورد می‌کند. عیب بزرگی که این رویکرد دارد در این است که شما نیاز دارید یک سایت جدا را طراحی کنید که این موضوع فرآیند ویرایش و نگهداری سایت را بیش از پیش سخت می‌کند. به‌واسطه آنکه شما باید دو نسخه از یک سایت را به‌طور مستمر مورد بازرسی و ویرایش قرار دهید. دلیل قابل قبولی برای به‌کارگیری چنین روشی نمی‌توان ارائه کرد و همچنین قابلیت‌های خاصی نیز در چند سال اخیر به این تکنیک افزوده نشده است. در نتیجه بعید به نظر می‌رسد در آینده نیز شاهد تحول خاصی در این زمینه باشیم.

    کدام‌یک را انتخاب کنیم؟ طراحی تطبیقی یا واکنش‌گرا؟

    طراحی واکنش‌گرا ساده‌تر است و برای پیاده‌سازی به کار کمتری نیاز دارد. در این مدل شما کمتر نیاز دارید تا روی اندازه هر صفحه ‌نمایش متمرکز شوید. سایت‌های واکنش‌گرا به‌واسطه آنکه از استانداردهای خاصی استفاده می‌کنند از حجم بیشتری از کدها برخوردار هستند، همین موضوع باعث می‌شود تا سرعت بارگذاری سایت‌ها کمی کند شود، حتی در شرایطی که نیاز داشته باشید حجم کمی از اطلاعات یک سایت را مورد استفاده قرار دهید. این مشکل در تجربه کاربری چندان خوشایند نیست. همچنین، اگر به‌دنبال آن باشید تا سایتی پیچیده را بر مبنای این مدل طراحی کنید، ممکن است مجبور شوید هزینه بیشتری پرداخت کنید. این احتمال وجود دارد که بتوانید از طریق قالب‌های ارزان‌ قیمت موجود در دسترس که در اکثر سامانه‌های مدیریت محتوا همچون وردپرس، جوملا و… وجود دارد، چنین سایتی را به‌سادگی طراحی کنید. در این حالت چه کسی دوست دارد چرخ را دوباره اختراع کند؟ طراحان سایت‌های واکنش‌گرا طرح واحدی را ایجاد می‌کنند که روی همه صفحه ‌نمایش‌ها به کار گرفته شده و مدیا کوئری‌ها را برای تعیین تنظیماتی که برای دستیابی به تفکیک‌پذیری بالا و پایین نیاز است مورد استفاده قرار می‌دهند. مهم‌ترین مزیت این مدل در یکپارچگی و یکسان بودن نمایش محتوا روی دستگاه‌های مختلف متمرکز است که خود یک امتیاز مثبت در زمینه تجربه کاربری به شمار می‌رود. در این مدل باید سعی کنید عناصر را به‌شکل درستی در تمام صفحه قرار دهید و پخش کنید. این حرف به‌معنای آن است که نیاز دارید سایت خود را روی دستگاه‌های متعددی آزمایش کرده تا به مطلوب‌ترین طرح ممکن دست پیدا کنید. 
    اگر طراحی یک سایت نسبتاً ساده است، ممکن است به‌خوبی روی همه صفحه ‌نمایش‌ها نشان داده شود. یکی از مهم‌ترین دلایلی که باعث می‌شود شرکت‌ها به‌سمت این حالت طراحی متمایل شوند به مبحث سئو بازمی‌گردد. سایت‌هایی که از طراحی واکنش‌گرا استفاده می‌کنند (یک نشانی اینترنتی که برای همه دستگاه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد)، به‌تازگی مورد توجه موتورهای جست‌وجو قرار گرفته‌اند. طراحی واکنش‌گرا به نظر می‌رسد اکنون به‌شکل جدی مورد توجه طراحان و سایت‌ها قرار گرفته است. با وجود این، بهتر است به این موضوع توجه داشته باشید با توجه به اینکه سایت‌ شما روی دستگاه‌های مختلف به نمایش درمی‌آید و متناسب با اندازه صفحه ‌نمایش‌ها تنظیم می‌شود، در نتیجه این احتمال وجود دارد که تبلیغات به‌درستی نشان داده نشوند و در عمل تبلیغات به‌شکل صحیح از فضای در دسترس استفاده نکنند. باید به تفاوت زمان بارگذاری یک سایت واکنش‌گرا روی دستگاه‌های موبایل و دسکتاپ نیز توجه داشته باشید. انعطاف‌پذیری تصاویر موضوع بسیار مهم دیگری است که باید مورد توجه قرار گیرد. یک طرح بزرگ ممکن است به‌سرعت روی صفحه ‌نمایش عریض کامپیوتر شخصی یا دفتر به نمایش درآید، اما در مقابل برای باز شدن روی گوشی موبایل به زمان (و داده‌های) بیشتری نیاز داشته باشد. در نتیجه شاید ارائه یک پیش‌نمایش ویژه نسخه موبایلی راهکار مناسبی در این زمینه باشد. (شکل ۳) اما در طرف دیگر داستان طراحی تطبیقی وجود دارد که به‌لحاظ تئوری این اطمینان خاطر را به شما می‌دهد که بهترین تجربه کاربری را زمانی که کاربر با دستگاه‌های مختلف کار می‌کند، در اختیار او قرار می‌دهید. برعکس طراحی واکنش‌گرا که یک صفحه از یک طراحی دسکتاپی به درون یک دستگاه کوچک‌تر وارد می‌شود، در طراحی تطبیقی شما یک راه‌ حل متفاوت در اختیار دارید. همان طور که از نام این مدل مشخص است، در این طرح فرآیند تطبیق بر اساس قابلیت‌ها و نیازهای کاربر تعدیل می‌شود. 

    به‌عنوان یک طراح شما می‌توانید به کاربران نشان دهید به آن‌ها احترام می‌گذارید و متناسب با دستگاه موبایلی که در حال استفاده از آن هستند یک رابط کاربری دوستانه را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهید. در همین حال، می‌توانید کاربران دسکتاپ را نیز در اختیار داشته باشید. در این مدل شما شش طرح را در قالب استاندارد در اختیار دارید، اما بسته به داده‌های کاربری ممکن است به طرح‌های بیشتری نیاز داشته باشید. یک طراحی تطبیقی قدرتمند یک تجربه کاربری دلپذیر را در اختیار کاربران قرار می‌دهد، در حالی که طراحی واکنش‌گرا مبتنی بر دسکتاپ است. اغلب کاربران با دستگاه‌های هوشمندی که در اختیار دارند احساس راحتی می‌کنند. ما تمایل داریم دستگاه‌های هوشمندی که از آن‌ها استفاده می‌کنیم به‌درستی درک کنند که در حال انجام چه کاری هستیم. شما می‌توانید به‌منظور نمایش بهتر تبلیغات طراحی تطبیقی را بهینه‌سازی کنید. به‌واسطه آنکه شما برای تفکیک‌پذیری‌های مختلف طراحی می‌کنید، در نتیجه می‌توانید به نیازهای خاص کاربران نیز جامع عمل بپوشانید. متمرکز شدن بر رفتار کاربران و در ادامه طراحی دقیق آگهی‌ها و نمایش درست آن‌ها رویکردی است که طراحی تطبیقی به‌خوبی از عهده انجام آن برمی‌آید. آمارها نشان می‌دهند سایت‌های تطبیقی چیزی حدود ۲ تا ۳ برابر سریع‌تر از سایت‌های واکنش‌گرا هستند و به داده‌های کمتری در زمان بارگذاری نیاز دارند که همین موضوع روی تجربه کاربری تأثیر محسوسی می‌گذارد. طراحی تطبیقی مزایای قدرتمند خاص خود را دارد. با وجود مزایای متعدد، طراحی تطبیقی معایبی نیز دارد. اول آنکه در مقایسه با طراحی واکنش‌گرا به کار بیشتری نیاز دارد. به همین دلیل اکثر طراحی‌های تطبیقی به‌منظور تکمیل سایت‌های موجود و با هدف دسترسی دستگا‌ه‌‌های مختلف به یک سایت مورد استفاده قرار می‌گیرند. دوم اینکه طراحی‌های تطبیقی ممکن است در میانه راه کاربر را به حال خود رها کنند. کاربران تبلت یا نوت‌بوک ممکن است مورد توجه قرار نگیرند، به‌واسطه آنکه امروزه تمرکز اصلی طراحان روی کاربران دسکتاپ و گوشی‌های هوشمند قرار دارد. در نتیجه مهم است که یک لینک برای رفتن از یک نسخه به نسخه دیگر در اختیار کاربران قرار دهید. سرانجام، در حالی که عملکرد بات‌های مورد استفاده از سوی موتورهای جست‌وجو در مقایسه با گذشته بهتر بوده و به‌خوبی می‌توانند تفاوت میان سایت‌های .com و m.com را تشخیص دهند، اما هنوز هم اکثر موتورهای جست‌وجو این دو نشانی‌ اینترنتی را به یک شکل رتبه‌بندی نمی‌کنند. در نتیجه این احتمال وجود دارد که یک طراحی تطبیقی بر سئو شما تأثیر منفی بگذارد. توجه داشته باشید که گوگل نیز همانند کاربران، سایت‌هایی که به‌سرعت بارگذاری می‌شوند را دوست دارد. 

    درنهایت

    در مجموع باید بگوییم انتخاب یک طراحی واکنش‌گرا یا تطبیقی به توجه و بررسی دقیق نیاز دارد. در حالی که در ظاهر ممکن است منطقی به نظر برسد که طراحی واکنش‌گرا به‌لحاظ کاهش هزینه‌ها گزینه ایده‌آل‌تری است، سئو را بهبود می‌بخشد و یک تجربه کاربری بدون مشکل را ارائه می‌کند، اما بررسی مزایا و معایب این دو طرح کاملاً ضروری است. طراحی تطبیقی می‌تواند به بیشتر نیازهای کاربران پاسخ دهد و در مقابل تغییرات نیز انعطاف‌پذیر باشد. جمله معروفی است که می‌گوید: «جانورانی که در یک گونه زنده می‌مانند لزوماً قوی یا باهوش نیستند، بلکه آن‌ها که در مقابل تغییرات انعطاف‌پذیرتر هستند ماندگارند.» درباره محصول یا سرویس خود فکر کنید. آیا کاربران شما در یک محیط خاص از آن استفاده می‌کنند؟ از چه رویکردی برای مشارکت و آگاه‌سازی آن‌ها استفاده می‌کنید؟ به یاد داشته باشید که تنها گوشی‌های موبایل نیستند که به‌مرور زمان هوشمند می‌شوند. در خانه‌ها و ادارات نیز ما بیش از یک کامپیوتر دسکتاپ سنتی داریم. اکنون طیف گسترده‌ای از دستگاه‌های هوشمند که تحت عنوان اینترنت اشیا از آن‌ها نام می‌بریم قرار دارند. این محیطی است که اشیا به‌سرعت آن‌ را پر خواهند کرد. ما مجبور هستیم طراحی خود را متناسب با این تجهیزات پیاده‌سازی کنیم.


    منبع : شبکه



    تمامی حقوق مادی و معنوی برای سرویس وبلاگدهی تو بلاگ / فیلم 4k محفوظ میباشد.

    طراحی و بهینه سازی : دانلود فیلم 4k | اورداپ سرور

    محسن لرستانی
    مهراب